گیرم که تصویر مرا در چشم حاشا میکنی
عاشق منم
ای مهربان..
گاهی تو هم
آن را هویدا میکنی
پیروز پورهادی
آینه ای..لبخند زیبایی به لب داری
صد بوسه بر چشمی غزل داری
پنهانی هم باشد نگاهش کن
خورشید زیبا را نظر داری
این شب ها ماه را که نگاه میکنی
خورشید زیبا را نظر دارد و ما را بر حذر..
پیروز پورهادی
عشق یعنی..
عالمی دیوانگی
مستی و صد بوسه بر چشمی
میان خواب های خانگی
پیروز پورهادی
چشمهایم را
نشانه گرفته ای
ای زلزله باز هم
بهانه گرفته ای
خروار خروار
نگاهت به دلم ریخت
لرزان شد و سر ریز
این اشک چه سیلی ست
که در جان من افتاد
پیروز پورهادی
به بهار گفته بودم
که اگر بیاید این بار
به دو چشم خود ببیند
که هزار گل هویداست..
پیروز پورهادی