عشق تو را من اختراع کردم
تا در زیر باران بدون چتر نباشم
پیام های دروغین
از عشق تو برای خودم فرستادم!
عشق تو را اختراع کردم
چونان کسی که در تاریکی
تنها می خواند، تا نترسد!
"غاده السمان"
شعر و شاعری را بی خیال
این بار که به دنیا آمدم ...
گره ی روسری ات می شوم
من هی ...
و به هر بهانه ای
خودم را وا می کنم از سرت
و تو محکمتر از قبل ...
گره ام میزنی پیش خودت.
"حمید جدیدی"
کاش خیاطِ بهتری بودی
این تنهایی
به تنم زار میزند
و جیب هایش
بزرگ تر از آن است
که با دست هایِ من پر شود
باید از فردا
کمی بیشتر
غصه بخورم...!
"سمانه سوادی"