عشق تو را من اختراع کردم

عشق تو را من اختراع کردم

تا در زیر باران بدون چتر نباشم

پیام های دروغین

از عشق تو برای خودم فرستادم!

عشق تو را اختراع کردم

چونان کسی که در تاریکی

تنها می خواند، تا نترسد!

 

"غاده السمان"

شعر و شاعری را بی خیال

شعر و شاعری را بی خیال
این بار که به دنیا آمدم ...
گره ی روسری ات می شوم
من هی ...
و به هر بهانه ای
خودم را وا می کنم از سرت
و تو محکمتر از قبل ...

گره ام میزنی پیش خودت.


"حمید جدیدی"

ناگهان می آید و در سینه می لرزد دلم

ناگهان می آید و در سینه می لرزد دلم
هر چه جز یاد تو را با خاک یکسان می کند

"مژگان عباسلو"

کاش خیاطِ بهتری بودی

کاش خیاطِ بهتری بودی
 این تنهایی
 به تنم زار میزند
 و جیب هایش
 بزرگ تر از آن است
 که با دست هایِ من پر شود
 باید از فردا
 کمی بیشتر

 غصه بخورم...!


"سمانه سوادی"