برای همه ی ما

برای همه ی ما 

همه ی روزها فراموش می شوند 

به جز همان یک روز که نشانی آن را

به هیچکس نگفته ایم


محمدرضا عبدالملکیان

برای من همیشه وقت کم بود

برای من همیشه وقت کم بود

برای با تو بودن وقت کم بود

تو روزایی که ما زندگی کردیم

همیشه آدم خوشبخت کم بود


مریم اسدی

در بین شاه های جهان هیچ یک نداشت

در بین شاه های جهان هیچ یک نداشت

گنجی به قدر و قیمت تو در خزانه ها


حالا شدم شبیه سلیمان که می خورند

کم کم عصای عمر مرا موریانه ها...


امید صباغ نو
از کتاب جنگ میان ما دو نفر کشته می دهد

من با نسیم اول پاییز هم درگیر

من با نسیم اول پاییز هم درگیر 
در تو ولی سرمای بهمن نیز بی تاثیر 

تو یک درخت بیدمشکی در دل جنگل
با هر نسیم صبحگاهی میشوی تکثیر

من یک گل بابونه ام که هفتصد سال است
روئیده ام بر سردسیر شانه ی پامیر...

پانته آ صفایی