تصور کن که

تصور کن که
داری تو خیابون قدم میزنی
یهو یه تابلو توجهت رو جلب میکنه
روی تابلو نوشته:
” رستورانِ آرزوها ”
به طرف رستوران میری
درِ امید رو باز میکنی
وارد سالنِ خواسته ها میشی
میزِ لذت روانتخاب میکنی
گارسونِ کائنات میاد و منوی آرزوها رو در اختیارت قرار میده
سفارشاتتو میدی..
گارسونِ کائنات با سینی آرزوهات برمیگرده
بادیدن آرزوهات و برآورده شدنشون دلت میخواد فقط
لذت ببری و خدارو شکر کنی
این رستوران درافکارشماست، به هرچه فکرکنی کائنات همونو برات آماده میکنه
پس نیکوفکرکنیدوصبورباشید....

هیچ کس ... متوجه نمی‌شـود...

هیچ کس ...
متوجه نمی‌شـود...
که برخی از انسان‌ها ...
چه عذابی را تحمل می‌کنند...
تا آرام و خونسرد به نظر بیایند ...!

#آلدوس_هاکسلی

ای بی خبر از ساختن و سوختنی،

ای بی خبر از ساختن و سوختنی،
‏عشق آمدنی بود نه آموختنی !
#مولانا