این شمع که میسوزد از دور چه غمگین است
دلواپس پروانه با بغضی سنگین است
هر چند عبور باد خاموش کند دل را
این عشق که میسازد نورانی و رنگین است
ثریا امانیان
جنگ و خونریزی به راه هست، اما رسول تنها نیست
هرچه گویند و نگویند در پی او، یک وجب از وصف او نیست
او که مرد نبرد هست و تنهایی، سخن گوید در شب به آرامی
مپرس برای چه آرام، حیدر ما مرد ناله نیست و حل میکند به تنهایی
صد جنگ بیاورند حیدر زمین نمیخورد، خیبرشکن اسلام کم نمی آورد
گر هزاران نفر کنند میدان خالی، تا حیدرمان هست نمیماند میدانی خالی
محمد صدرا اربابی
سلام بر ان منجی و موعود
آنکه خواهد آوردعطروعود
باشدازنسل پاکان و احمد
منتظرباشیم تارسد ازاومدد
نیمه شعبان هدیه دادبه عسگری
زمانی که اید نباشد ستم راسنگری
پس دراین بگذر ازهر جفایی
دنیارارهاندمنجی از بی وفایی
مثال یوسف که بگذشت ازده برادر
همانان که دور کردندسالیان ازپدر
فرستادند خورشید ماه رابردگی
نزد پدر بردند آبروی گرگی
خداوندا بده تا آندم مجالم
چه بس بینم صاحب زمانم
داودچراغعلی