مهربانی ها کجا شد وای وای
یار من از من جدا شد وای وای
دیدمش با دیگری خنده کنان
قلب من هم بی صدا شد وای وای
گفت میخواهد مرا اما چه زود
گفته ها باد هوا شد وای وای
روزگار شاد و خوشحالم رفیق
عاقبت ماتم سرا شد وای وای
آنکه عمری از خدا میخواستم
بر یکی دیگر عطا شد وای وای
گرچه قلبم مثل آهن بود حیف
چهره اش آهن ربا شد وای وای
سوختم آتش گرفتم از غمش
زندگی من فنا شد وای وای
خواستم یادش کنم در شعر خود
شرح حال بینوا شد وای وای
مجید سروری