آنچنان در غم هجران تو مدهوش شدم که چو ماتم زدهای سخت سیهپوش شدم
گفته بودی به رقیبم که وفاداری او حلقهای بود مرا لیک که در گوش شدم قصه گیسوی تو با دل عابد گفتم
زان به بعد دیدم و فرمود قدح نوش شدم
من همانم، که در محضر روحانی تو همچو شاگرد دبستان سر و پا گوش شدم
بهر دیدار و فداکاری و ابراز وجود
ترک جان کرده و از شوق کفن پوش شدم
عطر گیسوی تو از باد صبایم چو رسید مست گردیدم از این واقعه بیهوش شدم
همچون مداحی اگر شک به عطایت کردم
مستحقم تو بدان گر که فراموش شدم
محمدحسن مداحی