من مست خیالم

من مست خیالم
مثل لایه های انگور فشرده
مثل آلوهای رسیده له شده ی ته باغ.
مست . مثل بازی کودکانه
آخرش خانه خراب.
من آماده له شدن سرازیری به امید گورستان پای کوهسار.
به نگاه دخترکان خیال پرداز.
به نگاه مردان سردر گم کاسب
به سرداری با لباس های افسانه ای جنگ.
به نخلستان و مشتری های ناامید شده.
خیالم به برج ثانیه ها.
پرس و جوی بیکاری مرد از زن کارمند.
عوض کنیم به قسم ها.
آماده پاسخگوی یک لبخند.
می دانم یک دانه فرستاده ای
ای تعیین تکلیف داستان.
پیامش آمد بدان
ای سد. درود
تا کمر
تا گردن
تا پایه های گورستان
تا نامیدی محض
ستاره هار ا می جستم و چشمهایی گریزان از همسر دوم
ای کودکان سر زمین دائم آزمون
سر انجام فرجام های پی در پی
قصه ها خواب آلوده و تنها.
می خندیم به آقای خاص
به خانم فیلم رنگی


علی محسنی پارسا

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد