آه عقربه ها را به عقب باید برد
ای وای دو سالی ست که مو در به درم
موهام سفید و دل مو هم مرده
از درد نبودت ز خودم بی خبرم
شب ها به سحر ذکر پدر بر دل و جون
شاید که کند رحم خدا بر جگرم
یا رب تو بچرخون به عقب ساعت مو
صدبار بچرخم به فدایت پدرم
مردی گذری کرد و چه حالی حالت؟
حالم به خدا خوبه که پیش پدرم
علی عصفوری