سنگ غیر از به در بسته نیایه چه کُنُم

سنگ غیر از به در بسته نیایه چه کُنُم
خو به چشمای موی خسته نیایه چه کنم
لب دریا غم لیلا هرم شرجی هوا
غصه جز در دل اشکسته  نیایه چه کنم
همچو ماهی که به گرگور بیفتد بی فکر
تُو خورد دور خودش رسته نیایه چه کنم
ناخدا دست بجنبان دل و دینم ، هی وای
مرکب عشق که آهسته نیایه  چه کنم
شده بی تاب دلم تا که ببینم رخ او

خبرش هفته ی تا  هفته نیایه چه کنم
شعر میگوم که  از بار دلوم کم بکنوم
شرح چشماااش که  بنوشته نیایه چه کنم
حال من سنج و دمام است که کوبد به دلُم
نی انبان به لبُم  هشته  نیایه چه کنم
خط فرستاده دلش سی ما نبوده هرگز
کاری از ای بخت برگشته نیایه چه کنم
همه دلبر شده اند شعر و غزل میخوانند
ِِلذتش بر موی دلخسته نیایه چه کنم
میشه یک شو بِرُم تا ته دریا و خودم گم بکنم ؟
مرگ هم بر من آشفته نیایه چه کنم؟

فرزانه پورهادی

نظرات 1 + ارسال نظر
عبدالنبی اکبری سه‌شنبه 12 فروردین 1404 ساعت 01:44

احسنت بر شما عالی بود

ممنونم..

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد