بانوی زیبای من به خانه خوش آمدی
به آغوش من به هر بهانه خوش آمدی
کنار تو هم آسمان و هم قفس یکیست
مرغ عشق من به آشیانه خوش آمدی
قدم به چشم ما نه به چشم من گزاشتی
به این زندگی به این افسانه خوش آمدی
تهمینه ی دیگری آمده بر بالینم
توهم به قصه های شاهنامه خوش آمدی
گذشت جوانیم با شب و شعر و یاد تو
با من به این خلوت شبانه خوش آمدی
دوباره شعرم رنگ و بوی تورا گرفته
عشقم به این شعر عاشقانه خوش آمدی
چشم بر نداشته چشم من ز قامتت، تو با
رقص زیبایت به این ترانه خوش آمدی
با قلم و کاغذ و غم منتظرت بودم
نور این محفل شاعرانه خوش آمدی
به خاک و خون کشیده دلم را برق لبش
وای بر من به دنیای زنانه خوش آمدی
گرفتم از لبش با شرم بوسه ی دیگری
گفت به این بازی ظالمانه خوش آمدی
گفتم چگونه از چشم خلق پنهانت کنم
گفتی به این عشق محرمانه خوش آمدی
علیرضا تاج پرست