علی شیریزدان ، همایش ملک
صفادر پرش ، اوج پرواز دل
علی شوهری صاحب و عاشق است
علی صاحب نور طه ، وی ست
حسین وحسانش شفای مریض
حسن باچو محسن نماد کرم
هدایت کن این دل علی یا علی
مرض بیکران است و چشم امید
؛؛؛؛؛
شب هجرتو از چنان مسجدی
خلافت بماند بجایش صلواهٔ
عدو آن چه داند علی مالکست
که اویش غلامی چو قنبر،رفیقی چومالک براست
صفای علی دررخ فاطمه ست
چه زهرا ،بتولش و عذرا همه اطهرند
بدختش سلامی رسانم زشرم
که ای کاش بودم بزیر رکابت چه زن
تومردی و بابت علی باشد و
آن برادر بسان برادر چو گل آیدت
؛؛؛؛؛
چنین ضهرگرمی به عالم که دید
چنین آسمانی بداغی زچیست
چنین آل عطشلن به ساغر که دید
په لب تشنگی هی همه عاجزیم ،چه بودند اینان،که سیراب سیر
؛؛؛؛؛
کی آن دل قمر راه آبش ندید
ویا وقت قطعش به دجله چه دید
همه او وفا شد وفا کرد ودستش به جان
او شهید برادر شدش
خوشد یا اخی یا ابوالفضل
خوشدیا اخی یا حسین
غلامرضا مشهدی ایوز