آتشی در شب چو ماه آذر است

آتشی در شب چو ماه آذر است
رقص شعله، رسم دیرین‌تر است

نور بر تاریکی شب می‌زند
هر شراری، مژده بخت دیگر است

از میان آتش می‌پرم من و
گونه‌هایم از شرار، احمر است

زردی من، زردی اسفند را
می‌سپارم، هر چه غم، خاکستر است

آتش امشب، آتش عشق است و بس
عاشقی در جان ما چون جوهر است

چشم نرگس، منتظر در باغ مانده
نوبهاران را دلش باور است

بوی اسفند و آتش و یاس و گلاب
خاطرات کودکی در خاطر است

شادمانی می‌کنم، چون رسم ماست
هر که در این جشن شاد، افسر است

این دل سوزان من از عشق یار
همچو آتش دان که گرم و مجمر است


الناز عابدینی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد