تا راز زیستن را دریابم،
میآرمی در آغوشم!
و مرگ با تنپوشت به خاک میافتد.
با تو خدا برهنه است
و راه
و چاه
و هرچه هست در این جان و این جهان
هرچه هست
برهنه است !
برهنه میبینم آفتاب جوان را
بر زمین پیر که میبارد
و برگ جوان را
بر درخت پیر که میروید
برهنه میشود حقیقت خاک،
حقیقت بذر
برهنه میشود حقیقت روز،
حقیقت فصل
برهنه میشود انار
پرستو
آب ،
تا راز زیستن را دریابم!
نگاه کن!
برهنه نگاهم کن!
چشمانت را برهنه میخواهم!
سیدمحسن صادقی