ای ماه بیا رونق مهمانی من باش
آرامشِ شب های زمستانی من باش
ترسم که به فردا نکشم، زود بیا زود
فریاد رس گریه ی پنهانی من باش
هر شب تو مرا سخت در آغوش بگیر و
تا صبح رفیقِ شب و زندانی من باش
باور نکنم راه خطا پیش گرفتی
بر گرد بیا فکر مسلمانی من باش
ای کفتر جلدی شده ،از بام تخیل
یک لحظه فقط شاهد ویرانی من باش
پیداست امیدی به دم صبح ندارم
ای ماه بیا رونق مهمانی من باش
محمد منصوری بروجنی