همچنان در حزن میماند دل بیکار ما
یک شود حل یک دگر آید به حال زار ما
نیست در کیفیت افکار نوری پیشرو
همچنان میل بقا و این تن ناچار ما
سنجههای دیگری باید سوای صبح و شب
بس که در رنج است خاطر زین همه تکرار ما
در تماشای جهان بودیم هر وقتی مدام
گر که شوقی بود مردم را به هر دیدار ما
شاخهای در جنبش از برخورد با موج نسیم
نیست سودی در تکاپوهای پر اصرار ما
ناگزیر از چهرهها گیرد خیال خود سراغ
تا چه پیش آید به چشم خسته و بیدار ما
نیست حاصل در نهفتنهای ما آه و دریغ
کاشکی سودی نهان میبود در اقرار ما
علیرضا طالبی آهویی