دانم که از این پرده گذر خواهم کرد
از وحشتِ این قصّه سفر خواهم کرد
کابوسِ شب و خوابِ پریشانی را ....
با بوسه یِ خورشید سحر خواهم کرد
بهنام زمردپور
قافیه ام ، قافیه ای سوخته
سینه پریشان و برافروخته
کلبه یِ تاریک دلم سالهاست
چشم به فردایِ سحر دوخته
بهنام زمردپور