من دوان از پی تو سایه ام دنبال من

من دوان از پی تو سایه ام دنبال من
من زپا افتادم و خسته شد جان و تن
گر مرا از خود برانی من بمیرم بی درنگ
لاجرم تو مانی و آن دل سنگت اهرمن


مجید فخرائی مقدم

در میان واژگان شعری نهان کرده دلم

در میان واژگان شعری نهان کرده دلم
حرف به حرف شعر گویند از زخم دلم
من در این وادی بس مرارتها دیده ام
شعر کند کاری، چو آبی خنک روی دلم


مجید فخرائی مقدم

جاده تنها امکان رسیدن به تو است

جاده
تنها امکان رسیدن به تو است
اگر پاهایم دل به دل رفتن بدهند...

مجید فخرائی مقدم