دلواپسی از پشت یک دیوار را دوست دارم

دلواپسی از پشت یک دیوار را دوست دارم
احساس گُنگِ بوسه ی تب دار را دوست دارم

من دوست دارم دیدنت را در غبار و دود
چشمک زدن های آتش سیگار را دوست دارم

من دوست دارم زندگی را در کنار تو
حس قشنگ بعد این اقرار را دوست دارم

من دوست دارم اندیشه ای را که تو در آنی
لمس بلوغِ غرقِ این افکار را دوست دارم

من دوست دارم تکرار هر لحظه ی ما را
اندوهِ سبزِ واژه ی تکرار را دوست دارم

آنقدر آغشته با تو گشته قلب من
نا کوکیِ این قلبَکِ بیمار را دوست دارم


مهدی عبداله زاده

بمان که آسمان هم، بی تو سقوط می کند

بمان که آسمان هم، بی تو سقوط می کند
و دسته ی فرشتگان، بی تو هبوط می کند

بمان که سقف آرزو، بی تو خراب می شود
و نقشه های عاشقان، نقش بر آب می شود

بمان که این سکوت مرگ، بی تو مدام می شود
وساقی شکسته دل، قاتل جام می شود

بمان که سایه های غم، سوی بلوغ می رود
وذهن های سبزه کش، سمت نبوغ می رود

بمان که عطر واژه ها،با تو ظهور می کند
وشعر های عاشقی، تو را مرور می کند

اگر بمانی این جهان، نور دوباره می شود
وکهکشان عاشقی پر از ستاره می شود

مهدی عبداله زاده

شعرِ سپیدِ من

شعرِ سپیدِ من
اندامِ واژگانِ لطیفَت
برای من
تفسیری از طراوت و طوفان توام است
طوفان عاشقی های گذشته و
وصف طراوتِ حالِ حضور تو

از استعارهِ چشمانِ روشَنَت
نور می بارد
به شبهای تار من

موسیقی نواحی گیسویِ تو
آرایه ای ست
بر رخِ دیوان و دفترت

آن رازهای غریبی که دَم به دَم
بین خطوط کف دستان سبز تو
می روید و درو می کند
نگاه مرا
تعبیر هر روزه ی
سرنوشت من است

اما غزل واره لبهایت
چیز دیگریست
نغمه صور است و
راه بهشت

مهدی عبداله زاده

گل پیش روی آینه ایستاد، شِکُفت

گل پیش روی آینه ایستاد، شِکُفت
هنگام عروج با دلی شاد شکفت

پیغام خدا داشت و هنگام وداع
چون قاصدکی بود که در باد شکفت

او بود و خدا بود و بیابان و شهادت
آنگاه که در حنجره اش سرخی فریاد شکفت

گلهای زمینی سوی بالا بشکفتند
اما گل رَبی چو بیفتاد شکفت

همیشه بهار است گل یاد شهیدان
این غنچه خونین شده در یاد شکفت


مهدی عبداله زاده

حس غریبی تو دلم باز دوباره جون میگیره

حس غریبی تو دلم باز دوباره جون میگیره
تو لحظه های هر شبم هوای بارون میگیره
شوق زلالی دوباره به قلب من سر میزنه
باز در و دیوار دلم رنگ تابستون میگیره
وقتی خیال تو میاد صیر دلم سر می رسه
لحظه با تو بودنم باز سر و سامون میگیره
ناجی قلب من تویی تو این هوای بی کسی
بیاد تو خونه دل هوای مهمون میگیره
برای قلب عاشقم یه شعر تازه تر بخوان
که با نوای عشق تو دل دوباره جون میگیره

مهدی عبداله زاده