زمان در گوشِ من این قصه را تکرار خواهد کرد

زمان در گوشِ من این قصه را تکرار خواهد کرد
نمی دانم که زندانی چه با دیوار خواهد کرد؟

سرم رویِ تنم بد مست و بی تاب است، می دانم
در آخر این تنِ آزرده را اِنکار خواهد کرد

اگر اَصحابِ کَهف از سینه یِ من چشم بگشاید
برایِ خوابِ طولانی تری اصرار خواهد کرد

به دریایی که من اُفتاده اَم موجِ غمش هر شب
نهنگی را به ساحل بُرده و ناچار خواهد کرد

چه اُمیدی به دنیا هست، این ناجنسِ ناهمگون
فراوان بی وفایی کرده و بسیار خواهد کرد

اگر روزی مرا در خوابِ غفلت بُرد حرفی نیست
شما را هم شبی از خوابِ خوش بیدار خواهد کرد

صبوری کن، صبوری، ای نهالِ مانده در طوفان
شکیبایی درختِ عمر را پُربار خواهد کرد

بپرس از زردکوهِ بختیاری درد یعنی چه؟
شکافِ سینه یِ زاینده رود اِقرار خواهد کرد...

هاشم بختیاری