در خاطرِ خود بهانه ی شادی داشت
رویــایِ بهـارِ سبـزِ آبـادی داشت
بیچاره پرنده ای که در کنجِ قفس؛
از پنجره انتظـارِ آزادی داشت ...
" امیرحسین پناهنده "
هر گاه دلت حال مرا گوش گرفت
یک لحظه سکوت کرد و خاموش گرفت
حالا که تو رفته ای بدان بعد از تو،
فکرت همه شب مرا در آغوش گرفت
" امیرحسین پناهنده "
+گوش گرفت یادش بخیر اولین بار تو دبیرستان شنیدم..
بچه بوشهری گفت ولی بچه ها به حرفش خندیدند...:(
لاله دیدم روی زیبای توام آمد بیاد
شعله دیدم سرکشی های توام آمد بیاد
سوسن و گل آسمانی مجلسی آراستند
روی و موی مجلس آرای توام آمد بیاد
بود لرزان شعله شمعی در آغوش نسیم
لرزش زلف سمنسای توام آمد بیاد
در چمن پروانه ای آمد ولی ننشسته رفت
با حریفان قهر بیجای توام آمد بیاد
از بر صید افکنی آهوی سرمستی رمید
اجتناب رغبت افزای توام آمد بیاد
پای سروی جویباری زاری از حد برده بود
های های گریه در پای توام آمد بیاد
شهر پرهنگامه از دیوانه ای دیدم رهی
از تو و دیوانگی های توام آمد بیاد
رهی معیری