در آفاق چشمانتتصویری مبهم و تار جاریستهر چه نگاه میکنمدرنمییابمرمزی دراوست که نمیدانمنزدیکتر میشومباز هم نزدیکتربوسهای ناخودآگاهرمز او بودتصویر رویای شیرین توآنگاه که خفتهایمهرداد درگاهی