بیصدا در گوشهای از شهر دل جا ماندهام
با غم و تنهایی و یک درد تنها ماندهام
رد پایت بر دل این جادهها گم میشود
من به دنبال تو در هر کوچه رسوا ماندهام
هر شبم بیخواب و پر از بغض بینامی شده
در خیال و خاطراتت زار و شیدا ماندهام
عشق تو آتش به جانم زد، در هر ثانیه
در میان خاطرات سرد و سوزا ماندهام
چشم های منتظر هر لحظهات را جستوجوست
در هوای بیتو من مانند رویا ماندهام
باز هم امید دارم، هرچند سخت و بیصدا
در دل تاریک این شبها، به فردا ماندهام
علی مداح