گر برگ گل سرخ کنی پیرهنش رااز نازکی آزار رساند بدنش راچون سبزه ز خجلت به زمین پای گذاردهر کس که تواند که ببیند چمنش رااز بس که لطیف است سخن گفتن مهدیدر غنچه نهفته است نسیم سخنش رامهدی سلمانی