نمی‌رنجم اگر کاخ ِ مرا ویرانه می‌خواهد

نمی‌رنجم اگر کاخ ِ مرا ویرانه می‌خواهد
که راه عشق ، آری ، طاقتی مردانه می‌خواهد

کمی هم لطف باید گاه گاهی مرد عاشق را
پرنده در قفس هم باشد ، آب و دانه می‌خواهد

چه حُسن اتفاقی ، اشتراک ما پریشانی ست
که هم موی تو هم بغض من ، آری ، شانه می‌خواهد

تحمل کردن قهر تو را یک استکان بس نیست
تسلّی دادن این فاجعه ، میخانه می‌خواهد


اگر مقصود تو عشق است ، پس آرام باش ای دل
چه فرقی می‌کند می‌خواهدم او یا نمی‌خواهد؟

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد