خورشید من !

خورشید من !

در نور تو

سایه ها می می میرند

و رؤیاهای من رنگ می گیرند

تو می وزیُ من در عشق

گلبرگ به گلبرگ گشوده می شوم

آن سان که بهار

به گل های سرخ می گوید

باز شوند

خانه ام آغوش توست

سرشار از ترانهٔ قلبت

این سیلاب های گلُ ریحان

که هوای زمین را

جا به جا می کنند

و در گلوی زندگی

جان می ریزند

و من تو را

با احساس عاشقانه ای که

هر گز

خاموشی نمی پذیرد

در هر لحظه از همیشه

دوست خواهم داشت


پرویز صادقی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد