لعنت بهساعت،عقربههایش و قلبِ
من که بعد از تو نمیایستند...
لعنت بهفاصله بهخاطره بهزندگی
بهشهر به خیابانهایِ سرد و
بیروح،به کوچههای بغض در بغضِ
انتظار به نفسهایِ دود آلود
و بههرچه بعد از تو...
و لعنت بهچرخِ بیعاطفهیِ
روزگار که بعد از تو
نمیایستد...
حسن کریمزاده اردکانی