می کنم از تو حکایت تو بدان گوش بکن
هر چه گفتیم سخن عشق فراموش بکن
من فلک هستم و از رسم جهان میگویم
عاشقم باش و بیا شعله تو خاموش بکن
وقت آن شد تو بخوان رسم غزل پردازی
عکس روی گل خود بر غزلت جوش بکن
نرگس و نسترن از حال خودش کرده خبر
با خبر باش و از آن شهد گلش نوش بکن
قولی از حافظ و سعدی بشوی اهل شراب
آب انگور تو بخور بر سر خود دوش بکن
گفته ام شعر خودم را به بداهی تو بخوان
بر سر قامت عشق بوسه خود کوش بکن
جعفری دلبر خود را به وصال برده نشان
عهد و پیمان ببستیم همه را روش بکن
علی جعفری