همیشه سعی کردم خوب باشم

همیشه سعی کردم خوب باشم
به رغمِ عاشقی محجوب باشم...

به خاکِ راهی از او جان ببخشم
چو اشکم صادق و مطلوب باشم...

چنان بغضِ کویری سرد و ابری
کمی باران بزن مرطوب باشم...


به قدرِ وسعِ خود آیینه باشم
چو آهی در گلو سرکوب باشم...

جنون جز عاشقی راهی ندارد
چه بهتر بی‌تو در آشوب باشم...

چپ افتادم من حتّی بی‌تو با خویش‌
به ابروی کجت مغلوب باشم...

سفر کردم ز خود تا روز دیدار
نمی‌شد غیر از این محسوب باشم...

مثالِ عقربی در حصرِ آتش
نمی‌شد لاجرم چون چوب باشم...

بدی را با بدی پاسخ ندادم
همیشه سعی کردم خوب باشم...

حسن کریم‌زاده اردکانی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد