سنبل آبی اگرچه دلرباست
قاتل ما و من و او و شماست
ریشههایش میدود بر روی آب
تا به خود آیی شوی خانه خراب
میبری آن را به شَهرت بهر سوغات و فروش
کی عجب باشد ز مردم داد و فریاد و خروش
بشنو از من ای عزیز هم وطن
ریشهاش برکن ز ایران کهن
این گل زیبا ندارد منفعت از بهرمان
زانکه آلوده کند هم خانه و هم شهرمان
فروغ قاسمی