نگاه به این اتاق خالی نکن

نگاه به این اتاق خالی نکن
مدتهاست قاب گرفته‌ام‌
خودم را در آرزوهایی که
یک سرش به درختان می‌رسد
و از ملودی باران
سرشارم می‌کند
فردا که به دریا برسم
از معجزه‌ی آب خواهم گفت


سیده مریم وهابی

گم می کنم نگاه تو را بین تارها

گم می کنم نگاه تو را بین تارها

از بس حصار آمده پشت حصارها

از من گذشته است عبوری که ساده نیست

بیهوده مانده ام سر قول و قرار ها

دیوارهای سادگی ام را شکسته اند

جایی که بشکنند حریصان تغارها

این روز ها خودم به خودم طعنه می زنم

افعی شدند در دل شهر تو مارها

بیزارم از هجوم نفس های ناگزیر

دلگیرم از تلاطم این گیر و دارها

تا من به حرف می رسم ایجاز می رسد

هی می خورند حرف مرا اختصارها

...

صد بار گفته ام که خودم می شوم ولی

خود را شکسته ام به هوای تو بارها


- مهدی میرآقایی

هی تار می تنند درونم سکوت ها

هی تار می تنند درونم سکوت ها

ذهنم شده ست معرکه ی عنکبوت ها

زل میزنم به خاطره هایی که نیستند

مثل نگاه پنجره بعد از سقوط ها

چوپان خسته ایی ست دلم که دمیده است

یک عمر درد را به گلوی فلوت ها

یادت کفاف زندگی ام را نمیدهد 

مثل سراب ها و لب خشک لوت ها 

دیوانه وار نام تورا جار میزنم

بی اعتنا به پچ پچ و هوهوی سوت ها

سر می کشم خیال تو را نیمه های شب

با  گریه های تلخ میان قنوت ها

هی میدوم به سمت تو اما نمیرسم

مثل کویر و جنگل سبز بلوط ها....


- سجادصفری اعظم