میخواهم عاشقانه به یادِ تو خو کنم
فکری به حال این دل بی آبرو کنم
با یاد چشم و بوسه و لبخندو عشوهات
پیراهنِ سکوت شبم را , رفو کنم
رودی شوم روانه به دریایِ دور دست
خود را به آشیانهی قلبت فرو کنم
میخواهم ای نگاهِ تو لبخندِ ماهتاب
در کوچهی غروب , تو را جستجو کنم
گلهای سرخِ وا شده در کنجِ خانه را
هر صبح و شب به نیتِ عطرِ تو بو کنم
در سجدههای نیمه شبم رو به آسمان
با چشمهای بسته , تو را آرزو کنم
دستیبهدست من بده با من قدم بزن
تا این که خط بی کسی ام را اتو کنم
بهزاد غدیری