زخمی انتظارتو بودم، ندیدی ام

زخمی انتظارتو بودم، ندیدی ام
یعقوب داغدار تو بودم، ندیدی ام
مانند برگهای رها در کف خزان
من فرش رهگذار تو بودم، ندیدی ام
وقتی که گیس خیس تو میریخت شانه ات
در پای آبشار تو بودم، ندیدی ام
باغ از وجود ریشه ی در آب زنده است
باران لاله زار تو بودم، ندیدی ام
از خاک کهکشان دگر من نیامدم
من ماه در مدار تو بودم، ندیدی ام
آری اگرچه زاده ی برف آورم، ولی
زیبایی بهار تو بودم، ندیدی ام
هرگزنخواستی که ببینم تو را به شوق
آیینه در غبار تو بودم، ندیدی ام
می دیدمت که پیکر بی روح مانده ای
من روح بی قرار تو بودم، ندیدی ام
من ریختم تمام دلم را به پای تو
بازنده ی قمار تو بودم ندیدی ام
ای عشق نانوشته ی در روزه ی سکوت
فریاد روزگار تو بودم، ندیدی ام
بی فایده است شکوه ی من از فراق تو
یک عمر در کنار تو بودم، ندیدی ام

سیدقاسم حسینی سوته

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد