دردل نشستی نازنین،ازدل مشویکدم جدا

دردل نشستی نازنین،ازدل مشویکدم
جدا
تاجانِ شیرینم کنم،بهرت من ای دلبر
فدا

روزی ترادیدم صنم،وابسته ات گشتم
چنان
ازمن کنی دوری توگر،گردم من از
عشقت فنا

کن یک نظربرحال من،دیوانه برعشقت
شدم
بنما مدارا با دلم ، جانا مرنجانی مرا

اندرجهان ای ماه من،هستی مرا آرام جان
ای مه ندارم من کسی،ناگه مکن مارا
رها

بادیدنت دلدارمن،بینی که مستم روز
شب
آن رویِ چون خورشیدرا،دیگرمپوشانی
زما

درمانِ هردردم تویی،همچون طبیبی
بهرمن
از بهر درمانم مگر، جایی شودپیدادوا؟

ازجان خریدارت شدم،دانی که شیدا
یت شدم
ای ماه تابانم بگو، با ما نمی سازی چرا

اندرفراقت مهربان،آرام کی گیرد(خزان)
پیشم نمانی تاابد،برما تو بنمایی جفا


علی اصغر تقی پور تمیجانی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد