آمدی با عشوه هایت باز شیدایم کنی

آمدی با عشوه هایت باز شیدایم کنی
بینِ عشاقانِ عالم باز رسوایم کنی

باز میخواهی مرا ای بیوفا باجورِ خود
هرشبی راتاسحرهمدم به غمهایم کنی

یا که میخواهی بسوزانی مراازعاشقی
باز هم باکبر،بنشینی تماشایم کنی

آتشی را هم بیفروزی ز عشقت بر دلم
هم صدابامرغ حق درنیم شبهایم کنی

تاکنون ای بیوفا،کی کرده ای برمن وفا
بازگشتی با جفایت در بلاهایم کنی

باهزاران حیلتی خواهی فریبی،این دلم
از جفا،یک بار دیگر باز تنهایم کنی

رو دگر،نازت خریداری ندارد نازنین
منکه میدانم توخواهی خوارِدنیایم کنی

همچنان لیلاکجایی بر(خزان)ای حیله گر
مثل یک مجنون فقط خواهی به صحرایم کنی


علی اصغر تقی پور تمیجانی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد