شب بخوابیدم با شقایق سرخ و درشتآزاد شدم از درد مُشت و مال به پُشتافسوس پر وبال وشکمم ز دردموج می زدچکنم درد دوری شبانه شقایق منو کُشتمنوچهر فتیان پور