سالها منتظرم محرمِ اسرار بیاید
بهرِ درمانِ دلم یارِ وفادار بیاید
هفته هایی بنشستم سَرِ راهش به اُمیدی
تا که شایدبکُنَدرغبتِ دیدار بیاید
تا به کی صبر نمایم منِ دلداده به
عمرم
تاکه روزی برسد یاورِ غمخواربیاید
خاطرش هست مگرچون منِ مجنون شده دارد؟
تا به دیدار من آن دلبر دلدار بیاید
گوبه یارم دلِ غمگین ز فراقش شده بیمار
تاطبیبم به علاج ازدلِ بیمار بیاید
اوچه داند همه عمرم سرِ راهش
بنشستم
پیشِ این عاشقِ شیدایِ گرفتار
بیاید
ای صباگوتو به آن مه همگی چشم براهیم
بهرِ آرامشِ مان آن گلِ گلزار بیاید
چون به هر حیله نشد راه بیابم
سرِ کویش
گو(خزان)من چه کنم چاره که تا
یار بیاید
علی اصغر تقی پور تمیجانی