گر تو خواهی این زمینم عرش می گردد رضـــا

گر تو خواهی این زمینم عرش می گردد رضـــا
جنتم با رنگ قلبت فرش می گردد رضـــا
من نگاهم در درون قلب تو بودست و هست
زین سبب آینده ات پر رخش می گردد رضـــا


غم مدار از روزگارت ، من خدایم ای رضـــا
از کسان ناکسانت من جدایم ای رضـــا
من نگاهم در درون قلب تو بودست و هست
گر تو عریانی برایت من رَدایم ای رضـــا


تو ز من یک چشمه می خواهی و من دریا رضـــا
یا ز من شاهد تو می خواهی و من پریا رضـــا
من نگاهم در درون قلب تو بودست و هست
یوسف من چون زلیخا می شوی بُرنا رضـــا

ای رضا من هم خدایم هم رضایم ای رضـــا
از چه می ترسی کجایی ، من خود آیم ای رضـــا
من‌ نگاهم در درون قلب تو بودست و هست
چون که حقم هم بمانم هم به جایم ای رضـــا


رضا اسمائی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد