هم در سُلوک و هم نَعَمات،
از آن چه مخفی است اَندر ظُلمات،
نه رمزِ کامرانی بدست آید
وز آنچه همه از آن دانند،
ولی اَقَّلی مُصمّم به اَنجامَند،
رمزِ کامرانی هَمی بدست آید.
رضا اسمائی
در این دنیای وانَفسا ،
نفهمیدن چه می ارزد
نمی ارزد زِ فهمیدن
شَوی تنها به هر اَقصا ...
رضا اسمائی
تو بخت که را بودی کز صولت گردونت
من عکس تو را بینم در چشمم و آیینه
رضا اسمائی
ابر و باد و مه و خورشید و فلک گر آیند
چو خـــــــــــُـدا خوانده زِ شـــــــر در آیند
منِ کوچــک تر از هر نقطه به گِردِ گَردون
به خدایــــــــم قسم عالم زِ من از فرّ آیند
رضا اسمائی
تا ندانیم ما کان عیب ها کجاســـت ؟
یا به گردن ما نگیریم کـــان خطاست
هم بگردیم دور باطل هـا به رنـــــج
هم ندانیم کان شفا نزد خداســــت
رضـــا اسمـــــــائی