قلمم خواست زتقدیرنویسدکه شکست..

قلمم خواست زتقدیرنویسدکه شکست..
جنسِ دل هم زقلم بود،شکست....
همه اشعار زاسرارِنهان بود شکست.....
همه تقدیرِقلم،شعردلم بودشکست...
شعریعنی..........
شاعری عشقِ دلش را پِیِ احساس کشاند
بیت ومصرع هایِ آن را،پیِ معنایی کشاند
شعر یعنی........

در دگرگونیِ دل ،روزنهءآرامش است
این دلیلِ معنیِ بی معنیِ قافیه است
غافرانه ها سرودم ،تاشکستم قافیه
عشق واحساس را کمی برهم کنی...
دلنوشته ایی زآن سرهم کنی.....
دلنوشته را کمی جان بدهی
فوتِ آخرش نگویم چه کنی
غافر اینگونه سُرایدشعرِ دل
غافرانه هاسروده شعرِ دل.......

مهدی میرزاپور

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد