غم نگو نیست ،همه در دلِ طحال من است
رنج و اندو تو،انگاردردل و اقبال من است
غرق گل ها نشدم روز وشب به تو می اندیشم
چون عشق تودرهمه احوال جزء استدلال من است
ای که تنها تو هستی، جان وجانان تابان منی
تخت وبخت با وجبی خاک درانحلال من است
بار الها تورا بحق نوح و خلیل و عمران رسول
ناامیدم دراین فینال نکن ،فرزانه درانتقال من است
گشته ام باخبر فردا، درهمه حال به تو می اندیشم
حتماً چون مشعلی همراه به عشق غزال من است
منت برمن بگذار گل خوشبوتر از جمال شب پنهانی
تا دردستت بکنم حلقه عشقی که در استقبال من است
می کشم آه تو از من عاشق واقف تنها دور نشو
باورت باد ،شاهین اقبال درچنگ و چنگال من است
چکنم ،باد نبرد روسری من جزء اجز تو رو به هوا
به نگاهی فرش قرمز، پهن بکنم بِه ز ایده هآل من است
توکه راهی گذاشتی که کنم سلامی باعرض ادب
می رسانم به تو، فرزانه عشق ،خط اتصال من است
راد بیا با بلد بدهم برتو ی مسکین، همین شب راه نشان
دوستدار تو من ام، مجنونی چون تو در استقلال من است
منوچهر فتیان پور