مهذب با یاد تو روزمان داغ تر کردم
آرامش باز گشته تورا به امانت خود سر کردم
گاه ربوبیت امکان کنم گاهی زنم آژیر
گاه مانند بهشاد تو سمین زر بر کردم
گاه توجیه تو نمودم صاحب سر زحکمند
گاه هم بوی تو پاک باخته به سمنبر کردم
گونه ات را به پری سرخ نمودم مانند
پوستر شعرم از سودابه پاک باخته معطر کردم
گر به اسرار استقبال کننده تب کند کله شق
چشمه ی عشق توی با کره را متقاطر کردم
راد ز القاب فتوحی بگرفت و بگفت
سحر با یاد شما درامن و امان شانه بسرکردم
منوچهر فتیان پور