من چه کردم بد شدی ای بی وفا با ما فقط

من چه کردم بد شدی ای بی وفا با ما فقط
جان من از من چه می خواهی بگو حالا فقط

آمدم یک روز گفتم حرف قلبم را به تو
من ندیدم از تو جز بی مهری و حاشا فقط

من که از چشم تو جانم سر نیاوردم کمی
جمله ها را با لب زیبا بگو گویا فقط

از تو من چیزی نمی خواهم فقط یک روز و شب
یک سفر با من بیا تا ساحلی زیبا فقط

از چه می ترسی عزیزم من مگر بد می کنم
با کسی مانند تو.. یک شب بشو پیدا فقط

یک شبی مهمان بکن ما را بیا با خود ببر
هر کجا اصلا تو می گویی.. بیا تنها فقط

از همین حالا بگویم صبح و ظهر و عصر و شام
من فقط لب می خورم آن هم لب دریا فقط

یا بگو یک شب بیایم یا خودت یک شب بیا
خسته هستم بس که ماندم با تو در رویا فقط

سعید غمخوار

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد