به یک نگاه تو عالم همه سرمست عشق شد
جهان ز شور و شرر همه پابست عشق شد
چو یک دم قدسی ز سریر ملکوت برخاست
به یک اشارت آن همه عالم اسیر عشق شد
تو بود و نبود جهانی و جان از آن تو یافت
عدم ز هست تو در خویش پیوست و عشق شد
چه ذرهای که ز نورت شرارهای نگرفت
در آفتاب ظهورت همه مست عشق شد
نخست نقش تو بر لوح کائنات افتاد
ز تو وجود به آیینه پیوست و عشق شد
تو در سکوت نخستین حقیقت مطلقی
که آن سکوت ز نورت همه روشن به عشق شد
هر آنچه در دل بود، ز جلوهات شد فاش
جهان ز پرده برون آمد و مست عشق شد
امین افواجی