عزیزا ، سرای عشق را تو شمع تابانی
هـوای خوب هر نفس را عطر بارانی
مانـنـد آواز خـوش چـشمه سـاری
تو حلقهٔ عشق را نگین گوهرنشانی
مینوازم سـاز، سرشـوق بیمـثال تو
چو نسیم گرم گندمزار گیسو افشانی
گاه زِپریشانی عشق زین دل محجورم
بهر محـبـوب حـل مسئله را آسـانـی
بـهـار دلانـگیز جـان در باغ و خـانهای
شامهٔ من مست عشق تو جمله جهانی
سیمین پورشمسی