امشب از عطر تنت بار گلاب آورده ام..

امشب از عطر تنت بار گلاب آورده ام..
بوی یاس و ارغوان ، آن هم چه ناب آورده ام..
گو بیا و بر سر تن پاش از این عطر ناب ..
تا به هر جا می روی ، گویم که من عطر و گلاب آورده ام ..
روغنت چون سرمه ی چشمت به تن مالیده ام ..
تا بگویم من منور گشته مو شمس ضیا آورده ام ..
هیچ بوییدی چنین عطری به عمرت تا کنون ..
یا کدام عطار چون بوییدتت گوید که من مشک ختن آورده ام ..
حال گویم من برایت بوی عطری این چنین ..

از لب و جان کسی باشد که با ذکر خدا ..
دائم بگوید من گلاب آورده ام ..
ای الاها ..جان این مسکین معطر می نما ..
تا که هووویی بر کشم..
گویم که من همراه خود عطر علی آورده ام ..

غلامرضا مشهدی ایوز

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد