روی دلم شرط می بندم
چه امروز چه فردا
شاید در هر لحظه از روز
که در آزمون نگاهت
به اندک غمزه ای مشروط
و به رسم دیرین رنجور می شود
جراحت دل از تیر نگاهت
آمیخته با فراق
و با عالمی درد مخلوط
از نبودنت ناسور می شود
در تدخین متراکم نسیان
با غم و غباری مبسوط
تا همیشه مستور می شود
به رویش دیده ببند
یا مگذار تنهایش
وقتی بودنش به تو منوط
و در تراکم آدمیان مهجور می شود
تورج امیری