آسمان گریان چو من در هجرت ای مه پیکرم

آسمان گریان چو من در هجرت ای مه پیکرم
بی خبر هسنی ز هجرانت چه آید بر سرم

ما ترا ای بی وفا چون بت پرستش کرده ایم
گو که تقصیرم چه بود این گونه کردی کیفرم

رفته ای کز پیش ما باشد خدایم یاورت
بی تو ای زیبایِ من بی یار هم بی یاورم

گر بگردم کلِّ دنیا را نیابم چون تو من
در کجا یابم کسی را چون تو گردد دلبرم

من که بهرت جانِ شیرینم فدا می کرده ام
این چنین نا مهربانی کز تو کی شد باورم

از جفایت خواستم گویم غزل ها بی وفا
اشک مانع شد گذارم من قلم بر دفترم

بین چنین با رفتنش کز غم پریشان گشته ایم
ساقیا بنما کرم پُر کن ز می ها ساغرم

جز محبّت ها چه کردی ، ای (خزان) از بهرِ او
از جفایش این چنین کز هر طرف زد خنجرم


علی اصغر تقی پور تمیجانی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد