در تار ترین لحضه جهان
در دور ترین شب زمین
عمیق ترین جای زمان
سکوت در جانم ریشه کرد
هرگز از درخت بودن انتظار پایکوپی ندارم آری
میدانم انتظار زیادیست بوسیدن وقت خدا حافظی
اما میماندی و فقط
یک حرف را ، راست میگفتی
دوستت دارم ها را ، راست میگفتی؟؟
من ولی نایی برای در انتظار ماندن ندارم
میروم...
میدانم نمی آیی درخت ها که پا ندارند راه بروند...
آری ریشه دارند میدانم...
در بیشه جا دارند میدانم...
راستی اورا هم به اندازه من دوست داری؟؟؟
میروم شاید کسی کنارت جا شد
راستی کسی شبیه من برایت پیدا شد؟؟
نوشین فتحی