برف وباران را به نظاره نشستیم

برف وباران را به نظاره نشستیم
و بر چشمان هم مهر کاشتیم و
تنوره ی آذری ساختیم تا وجودمان را
گرما بخشد و بهمن رابه عشق
در دیروزی سپید خاطره کنیم
و حال
دستهایمان را
به سبکی یک شکوفه
گشودیم تا دانه دانه
برگیریم و
آویز بهار بر دستمان
بیاراییم‌
ونقشی برگیریم
از کلک بی دریغ نقاش دهر
وهمراه با رنگ سبززرین قلمش
سبز شویم و
نهالی شویم به اسم بودن
درگهواره ی امیدی روشن
سالتان به رنگ مینو و فالتان نیکو
زیرانوار رحمت بیتای وجود


مریم عادلی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد